الملا فتح الله الكاشاني
223
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )
و بچه وجه آن را تجويز ميكنند و چون عرب هميشه بشجاعت و فصاحت فخر كردندى و در غلبيت حجة بر خصمان افتخار نمودى و كسى كه متصف به اين صفت نبودى و در زينت و تنعم بسر بردى همچنان كه صفات دختران عروس است كه با زينت تمام بحجله نشيند نزد ايشان منكوب و مخذول بودى از اين جهت حق تعالى مذمة بنات به اين صفات مذمومه مىكند و به جهت اين توبيخ كفار مىكند به نسبت دادن آنها بوى و ميفرمايد كه . أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا آيا ميگردانيد از براى خداى آنكس را كه نشو و نما يابد و بزرگ شود و حفص ينشّؤا بتشديد عين الفعل ميخواند بصيغة مجهول يعنى آيا فرا ميگيرند كسى را كه پرورده شده باشد فِي الْحِلْيَةِ در پيرايهء يعنى بزيب و زينت و زر و حرير و ناز و نعمة پرورش يافته باشد وَ هُوَ فِي الْخِصامِ و او در وقت مخاصمة و مجادله و سخن گذارى غَيْرُ مُبِينٍ آشكارا كننده حجة نباشد يعنى در وقت محاجهء تقرير حجة تواند كرد لكن به جهت نقصان عقل و ضعف راى تقرير حجة بر خود كند نه براى خود پس آيا كسى كه در اين خانه باشد حق تعالى او را بفرزندى خود ميگيرد و از قتاده مرويستكه زنى باشد كه بتكلم خود ارادهء حجت نمايد از براى خود مگر كه آن تكلم بر او حجت باشد نه براى او نزد ابن زيد مراد بتانىاند كه ايشانرا آراستهاند چون عروسان و ممكن نيست كه سخن كنند چه جاى آنكه بحجة تكلم نمايند . وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ و نام نهادهاند فرشتگان را كه هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ ايشان بندگان خداى بخشايندهاند إِناثاً دختران يعنى به جهت فرط جهالت ملائكه را كه در صوامع قدس بعبادة مشغولند دختران نام نهادهاند أَ شَهِدُوا آيا حاضر بودهاند خَلْقَهُمْ در وقت آفريدن خداى مر ايشانرا تا از مشاهدهء انوثة ايشان خبر دهند چه علم بانوثه بدون اين مقصود نيست پس در تهديد ايشان ميفرمايد كه سَتُكْتَبُ زود باشد كه نوشته شود شَهادَتُهُمْ گواهى ايشان در اين باب وَ يُسْئَلُونَ و پرسيده شوند از آن در روز حساب و بجهة شهادة كاذبة معاقب شوند بانواع عذاب آوردهاند كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از بنو مدلج پرسيد كه چه ميدانيد كه ملائكه اناثند گفتند از آباى خود شنيده و گواهى ميدهيم كه هرگز ايشان دروغ نگفتهاند حق تعالى اين آيه فرستاد كه عنقريب شهادة ايشانرا در نامهء اعمال ايشان ثبت كنيم و ايشانرا بسزا و جزاى آن برسانيم . وَ قالُوا و گفتند بنو مدلج بر سبيل مجادله نه از روى حجة و برهان لَوْ شاءَ الرَّحْمنُ اگر خواستى خداى ما عَبَدْناهُمْ نمىپرستيديم ملائكه را ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ نيست ايشانرا به اين هيچ